X
تبلیغات

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

وبلاگ شخصی اکرامی فر محمد حسن

وبلاگ شخصی اکرامی فر محمد حسن
 
علوم اجتماعي

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ 2009/7/20 توسط ekramifar mh

 

اسفراین جایگاه رجال معروف و موطن و مولد بزرگان علم و ادب بوده است. بسیاری از علما و دانشمندان در این سرزمین بوجود آمده و پرورش یافته اند.

ثعالبی در کتاب یتیمه الدهر (۴/۳۹۹) می نویسد: اسفراین شهرستانی از نیشابور است که از آنجا اشخاص مشهور برخاسته اند.

محمد حسن خان اعتماد السلطنه نیز در مراته البلدان می نویسد: عده کثیری از فضلا منسوب به این شهرند از مطالعه تذکره ها و متون تاریخی به این نتیجه می رسیم که ناحیه اسفراین مردان بزرگ و دانشمندان فاضلی را در دوره های مختلف معروف که هر یک در عصر خویش دارای مقاماتی بوده و منشأ خدماتی گردیده اند عبارتند از:

۱- ابوعوانه: یعقوب بن اسحق بن ابراهیم بن زید النیشابوری ا زحفاظ و اصحاب مسانید است. در اطراف عالم برای تحصیل و تکمیل علم حدیث گردشها کرد، در شام و مصر و بصره و کوفه و واسط و حجاز و جزیره و یمن و اصفهان و ری و فارس صحبت مشایخ عظام را ادراک نموده است و در سال ۳۱۶ هجری وفات یافته و در اسفراین نزدیک مقبره استاد ابواسحق اسفراینی مدفون شده است. از آثار وی کتاب المسند الصحیح المخرج عل یکتاب مسلم بن حجاج است.

۲- ابوحامد احمد بن ابی طاهر اسفراینی: نامبرده در سال ۳۴۴ هجری متولد و در سال ۳۶۴ هجری در بغداد رفت و پیشوای محدثان و رییس فقهای آن سامان بوده و از نظر فقه و تدریس به پایه ای رسیده بود که همه متفقاً به فضل و کمال او معترف بودند. گویند هفتصد نفر فقیه در مجلس درس او حاضر می شده است اسفراینی در سال ۴۰۶ هجری در بغداد وفات یافت و همانجا در خانه خود مدفون گردید، سپس به باب الحرب نقل داده شد.

۳- ابواسحق ابراهیم اسفراینی: ابواسحق ابراهیم فرزند محمد فرزند ابراهیم از مردم اسفراین و ملقب به رکن الدین و از اساتید و مشایخ فقهاء شافعیه بود و در کلام و اصول مهارتی به کمال داشته است.

حاکم عبدالله در تاریخ نیشابور می نویسد: عموم مشایخ نیشابور و برزگان سامان علم کلام و اصول را از محضر او استفاده کرده اند و دانشمندان عراق و خراسان به علم وکمال او معترفند. اسفراینی آثار ارزنده ای داشت. از جمله جامع الحلی است که در پنج جلد گردآورده است. اسفراینی در روز عاشورا سال ۴۱۸ هجری در نیشابور وفات یافت. پس از تجهیز و تغسیل و احترام کاملی که از جنازه او به عمل آمد جنازه اش را به اسفراین نقل کردند، و در آنجا به خاک سپردند.

۴- حمویته بن علی : کنیه اش ابوجعفر و از امرای بزرگ سامانیان بوده است که خدمات بزرگی به سه امیر (امیر ماضی، امیر شهید و امیر سعید) ( امیران غزنوی) نموده است. وی از مردم اسفراین بود که به خدمت سامانیان درآمد و در دولت امیر نصر بن احمد صاحب جیش خراسان گردید. حمویته بن علی دولت آل سامان را از انحطاط و زوال باز داشت و دشمنان ایشان را قلع و قمع کرد و در چهل نبرد که با دشمنان نمود، هزیمت نیافت و پیروز شد. با این حال فطرته عادل و خیر بود که آثار و اوقافش در نیشابور باقی است.

۵- ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی: وی ابتدا در خدمت یکی از امرای سامانی به نام فایق بود و پس از درگذشت او به خدمت سبکتکین رفت و مدتها وزیر او بود. محمود غزنوی را تحت نظر خود تربیت کرد. بعد از فوت امیر سبکتکین سلطان محمود نیز آن منصب را به وی ارزانی داشت و مدت مدید رایت وزارت سلطان محمود برافراشت. به همت او زبان فارسی در دوران حکومت سلطان محمود، زبان رسمی شد. بعد از اخذ و نهب مال به سعایت امراء در زیر شکنجه به عالم آخرت شتافت.

۶- ابومعتمد: امام محمد بنی فضل ابوالفتح ملقب به ابن معتمد در سال ۴۷۴ ه. در اسفراین متولد و در سال ۵۳۸ ه. در بسطام درگذشت. وی واعظ، صوفی و متلکم اشعری ایرانی است که از ابوالحسن بن اخرم مدینی روایت می کرد. در بغداد به ایراد خطبه می پرداخت و دفاع سرسختانه وی از مذهب اشعری سبب بروز فتنه میان خنبلیان و اشعریان گردید. سرانجام وی را از بغداد بیرون کردند و ناگزیرش ساختند که در زادگاهش اسفراین اقامت گزیند. در بین راه خراسان روزی که به بسطام رسید پیک اجلش سر رسید و در جوار سیخ بایزید بسطامی دفنش کردند.

در کتاب آثار البلدان و اخبار البلاد مذکور است: هنگامی که امام محمد بن فضل ابوالفتح تصمیم گرفت که به خراسان برگردد، پیروان و دوستان بغدادی اش خواهش و تمنا کردند از سفر به خراسان صرفنظر کند و از انان دوری نجوید در پاسخ گفت: شاید خدای تعالی و تقدس در این سفر قبر مرا در جوار مرد صالح قرار دهد. سپس در بین راه در بسطام فوت شد.

سردسته عارفان زمان خویش عیسی پسر عیسی بسطامی می فرماید: شبی در خواب بایزید را بدیدم، فرمد عیسی! مهمانی بسیار گرامی به سوی بسطام در راه است، از او قدردانی کنید.

دیری بر این خواب نپایید که شیخ ابوالفتح آمد، هنوز هیچ نیاسوده بود که بدرود حیات فرمود، من جای قبر داشتم که پهلوی مزار شیخ بایزید بسطامی بود. قبر آینده خود را به ابوالفتح بخشیدم که او را بدین جایگاه از خود سزاوارتر دیدم.

از آثار ابن معتمد، بث الاسرار، نثار القلب و کتابی در اصول است.

۷- شیخ محمد رشیدالدین: درباره هویت شیخ محمد رشیدالدین اطلاعات زیادی نداریم ولی در قسمتی از کتیبه گچبری بقعه نامبرده در ۳۲ کیلومتری شمال شرقی اسفراین، در حاشیه روستای بیدواز قرار گرفته، باقیمانده است، وی را نواده شیخ همام و نبیره شیخ احمد غزالی صاحب تبار معرفی کرده اند.

از آنجا که شیخ احمد غزالی برادر امام محمد غزالی در سال ۵۲۰ هجری وفات یافته است، دور نیست که این شیخ محمد رشیدالدین در اواخر قرن ششم و یا اوایل قرن هفتم فوت کرده باشد از آثار با ارزش و باستانی بقعه وی صندوقی چوبی است که در اواخر قرن نهم تعبیه شده است. که اینک در موزه شهر نیشابور نگهداری می شود.

۸- شیخ جمال الدین احمد ذاکر جورفانی اسفراینی: وی در ارشاد دارای همتی بلند بود او خلوت گزیده و مدت زمانی از مردم کناره گرفت و به ذکر و ریاضت و مجاهدت پرداخت تا این که به ذاکر نامیده شد. وی از اصحاب شیخ رضی الدین علی لالاست. شیخ رضی الدین علی گفته است: هر که با خاموشی احمد ما در سازد آنچه از جنید و شبلی یافته اند، از وی بیابد. وفات او در روز شنبه ربیع الاخر سال ۶۶۷ه بود آرامگاه این عارف بزرگ در روستای گورپان در جنوب غربی اسفراین واقع است.

۹- نجم الدین محمد بن احمد ادکانی: وی از اصحاب علاء الدوله سمنانی بوده است و در سال ۷۷۸ ه و در سن ۸۰ سالگی وفات یافت هم او بود که گفته مقصود از سواد اعظم در خبر نبوی، علیکم بالسواد الاعظم قران مجید است.

۱۰- رضی الدین علی لالای اسفراینی: در مجاهدت و بی آلایشی و ترک دنیا از یگانه های روزگار خویش بوده است. بسیار با پای پیاده سفر کرد و ۱۱۳ تن شیخ، اصحاب او بودند تا این که به صحبت ابی جنات نجم الدین احمد کبری رسید. تربیت او را مجدالدین شرف بغدادی قدس سره بر عهده داشت تا اینکه به مقام سیدالمرشدین رسید. او در اسفراین وفات فرمود. آرامگاه این عارف بزرگ در روستای ادکان در جنوب غرب اسفراین قرار دارد.

۱۱- شیخ نورالدین حسن: عارف معارف یقین و سالک مسالک دین بود در خدمت شیخ جمال الدین ذاکر به ریاضت و سلوک اشتغال می نمود، شیخ جمال الدین از مریدان شیخ رضی الدین لالاست و او مرید شیخ نجم الدین کبری است، شیخ نورالدین جامع علوم ظاهری و باطنی بوده و به زبان ترکی و فارسی اشعار آبدار نظم نموده است . این دو بیت از اوست:

شوخ بیرحم فتاده است نگارم چه کنم

برد اندیشه او خواب و قرارم چه کنم

سرزنش می کندم خلق که زاری تا کی

من دلسوخته چون عاشق زارم چه کنم.

ولادت شیخ در شوال سال ۶۳۷ هجری بوده است و در بغداد از دنیا رفته است.

۱۲- آذری طوسی اسفراینی: شیخ جمال الدین (فخرالدین یا نورالدین) علی حمزه پسر عبدالملک هاشمی بیهقی طوسی اسفراینی از شاعران نامی قرن نهم هجری است. پدرش از سربداران بیهق بوده و مدتی به نظم مملکت کوشیده است تولید شیخ در آذرماه سال ۷۸۴ هجری در اسفراین اتفاق افتاد و به همین علت آذری تخلص کرده است. وی در جوانی از شاعری دم زده و شهره آفاق شد. نخست مداح میرزالغ بیگ و شاهرخ تیموری و ملک شعرای دربار بوده، ولی بعد به طریقه تصوف رو کرد ابتدا از مریدان شیخ محی الدین غزالی طوسی بود، بعد در حلقه مریدان شاه نعمت الله ولی وارد شد و با سفری به حج رفت و چندی مجاور بیت الله بود و از آنجا به هندوستان رهسپار شد. سلطان احمدشاه بهمنی که از سلاطینی دکن بود، مقدم او را مغتنم شمرده و نظم بهمن نامه را به او تکلیف نمود و لقب ملک الشعرا به وی ارزانی داشت. شیخ آن داستان را تا احوال سلطان همایون پادشاه به نظم آورد و آنچه بعد از آن است دیگران گفته اند. شیخ بعد از قیام چند ساله در دکن یاد وطن کرد و به ایران آمد و در اسفراین گوشه گرفت. در این مدت همواره مورد توجه بزرگان و فرمانروایان بود. چنانکه میرزا بایسنغر در زمانی که به حکمرانی عراق می رفت. و از اسفراین می‌گذشت، به خانه آذری اسفراینی رفت و برای سپاسگذاری از پندهایی که به او داده بود، کیسه ای زر پیش وی گذاشت ولی عارف شیعه مذهب بی نیاز و آزاده آن را رد کرد و از پذیرفتن عذر خواست. سرانجام در سال ۸۶۶ هجری و در سن ۸۲ سالگی در اسفراین زندگی را بدرود گفت. آذری اسفراینی در سرودن قصیده و غزل و مثنوی زبر دست بوده است. دیوان قصاید و غزلیاتش انچه تا کنون مانده نزدیک به پنجهزار شعر دارد و به جز مثنوی بهمن نامه که در هندوستان سروده، مثنوی امامیه نیز از اوست، در سفر حج کتاب سعی الصفا را برای راهنمایی زوار نوشته و تاریخ کعبه را در محوطه کعبه تألیف کرده است.

دیگر تألیفات او عبارتند از: طغرای همایون، غرایب الدنیا و عجایب الاعلا که قسمت دوم عجایب المخلوقات قزوینی را ترجمه منظوم کرده و به نام عجایب الغرایب نیز معروف است مثنوی ثمرات، جواهر الاسرار در اسرار حروف که در سال ۸۴۰ هجری به پایان رسانده است، مفاتیح الاسرار در تصوف. اشعار زیر نمونه آثار منظوم اوست:

اگر چه دولت وصلت به چون منی نرسد

در این امید بمیرم که خوش تمنایی است

دلی که آه کشد در ره تو از خامی است

که هر که سوخت ازو دود بر نمی آید

***

اگر به پرسش جان امیدوار آیی

من از میانه روم چون تو در کنار آیی

ز هول روز جزا آذری! چه می ترسی

تو کیستی که در آن روز، در شمار آیی

۱۴- شیخ صدرالدین : وی به فضایل صوری و معنوی و کمالات ظاهری باطنی آراسته بود. در مکارم اخلاق مراسم اشفاق از فضلای زمان گوی سبقت می ربود. در بدایت حال به سفر حج عزیمت کرد و چندین سال در مدینه اوقات گردانید. و در بلاد مصر و شام اربعینات برآورد. چون از عربستان مراجعت نمود در ولایت اسفراین که منشا و مولدش بود ساکن شد و به ارشاد مشغول گشت. در زمان سلطان ابوسعید گورکانی از اسفراین به دارالسلطنه هرات رفت و در آنجا رحل اقامت افکند و پادشاه آن حضرت را منظور نظر عاطفت ساخت. وفاتش دردهم رمضان سال ۸۷۱ هجری اتفاق افتاد و سلطان ابوسعید مشایعت جنازه فرموده بر او نماز گذارد و پسرش شیخ قطب الدین محمدرضا را عزا رسانید. شیخ قطب الدین والد مرحوم خود را به جوین برده و در خانقاهی که ساخته او بود مدفون گردنید.

۱۵- همایون اسفراینی: امیر همایون اسفراینی از شاعران اواخر قرن نهم هجری است. وی در اسفراین متولد شد. پس از تحصیلات متداول زمان در زادگاه خود، به تبریز رفت و به دربار سلطان یعقوب پسر اوزون حسن (۸۹۶-۸۴۴ هجری) راه یافت و عاشق جوانی به نام شیخ ولی بیگ از ملازمان سلطان یعقوب و کشته شدن قاضی عیسی و پراکنده شدن اصحاب دانش از تبریز به دنبال معشوق به یکی از دهکده های قم رفت و پس از سه سال اقامت در آن دیار به سال ۹۰۲ هجری زندگی را بدرود گفت.

دیوان اشعارش دو هزار بیت شعر دارد. ابیات زیر از اوست.

آنکه خود را نفسی شادندیدست منم

و آنکه هرگز به مرادی نرسیدست منم

آنکه صد جور کشیدست ز هر خار و خشی

وز سر کوی وفا پا نکشیدست منم

آنکه چون غنچة پژمرده در این باغ، بسی

بر دلش باد نشاطی نورزیدست منم

عندلیبی که در این باغ ز بیداد گلی

نیست خاری که به پایش نخلیدست منم

آنکه در راه وصال تو دویدست بسی

و آخر کار به جایی نرسیدست، منم

۱۶- ملا عصام الدین ابراهیم: وی فرزند محمد، فرزند عربشاه از مردم اسفراین و از فضلای حنفی مذهب و اشعری مسلک بوده است. در فضل و علم و ادب و منطق و کلام مهارت داشته است. از عرفا و نامداران اوایل قرن دهم هجری بوده است. ملا عصام شاگرد ملا عبدالرحمن جامی عارف نامی بوده و تعلیقات ارزنده ای بر شرح کافیه نوشته و علاوه بر آن آثار دیگری داشته از قبیل شرح کافیه، شرح تلخیص المفتاح به نام الاطول در مقابل شرح علامه تفتازانی به نام مطول.

ملاعصام در اواخز زندگی به قصد زیارت مرقد خواجه عبیدالله احرار نقشبندی (۸۹۵ هجری) راهی سمرقند گردید. اما در آن شهر بیمار شد و درگشت و پیکرش را در کنار بارگاه خواجه عبیدالله به خاک کردند.

۱۷- بقایی اسفراینی: مولانا بقایی متولد قریه بحرآباد اسفراین است. وی به روش مولانا عرفی شعر می گفته و طبعی شوخ داشته است. در عنفوان جوانی از اسفراین به مشهد رفت و مدتی در آنجا بسر برد و با شعرای آنجا شاعریها کرد. سپس عازم هند گردید. و خود را به دربار خان خانان رسانید و در سلک ملازمان انتظام یافت. و چون جواهر معنی و انوار سخندانی از چهره او لامع بود به خدمت کتابخانه عالی مأمور گشت. در آن زمان کتابخانه در قصبه سرنج بود و کامی سبزواری و غنی همدانی و دیگر مورخان به آن خدمت مأمور بودند بقایی مدت هت سال در کتابخانه خدمت نمود و اشعار آبدار سرود و پیشرفت کرد. آخر الامر از این سعادت محروم شد و در وسعت آباد هندوستان اوقات به سپاهیگری میگذرانید. می گویند که در شمس آباد هندوستان به تاریخ ۱۰۱۵ هجری کشته شد و در آنجا مدفون گشت. ابیات زیر از اشعار اوست:

گر با تو بگویم که چها کرد جدایی

از خود بگریزی و به نزدیک من آیی

پرسم ز تو، پرسین اگر عیب نباشد

عاشق چه نمیخواهی، معشوق چرایی

از بس که ترا بر دل هردل طلبیدم

بدنام شدم در همه عالم به گدایی

از ناله شبگیر اسیران حذر اولی

هر چند که کم کار کند تیر هوایی

بی دوست بجان آمد ام ای شب هجران

می خواهم اگر عمر منی هم به سرآیی

علاوه بر شعرا و رجال فوق تعدادی از شعرای اسفراین که نامشان در تذکره ها و کتب آمده است فهرست وار ذکر می شود.

۱- پورحسن متخلص به حسن اوغلی

۲- دوست محمد متخلص به حالی

۳- رافعی متخص به عزیزالدین

۴- مولانا قوسی

۵- مولانا مایلی

۶- سیدمسلمی اسفراینی

۷- مولانا عبدالوهاب اسفراینی

۸- محمد اسماعیل متخص به عارف

۹- شیخ نصیری متخلص به سالک

۱۰- شیخ ابوالحسن کسرقی.

هر چند گفته اند که برزگان پس از گذشت زمان و عبور از میان اوراق کهنه ی تاریخ قد می کشند اما هستند کسانی که در زمان خویش هم شهره اند و مادر این چند سطر نام ایشان را ذکر می کنیم. و عذر خواهیم از همه ی بزرگان که به دلیل قلت اوراق نامشان نیامده است.

۱- شاعر بزرگوار غلامرضا اسفراینی

۲- شاعر معاصر محمودرضا اکرامی

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند                 و تماشای تو زیباست اگر بگذارند

سند عقل مشاعی است همه می دانند              عشق اما فقط از ماست اگر بگذارند

وقتی اظهار نظر کرد دلم فهمیدم                         عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارد

دل درنایی من اینهمه بیهوده مگرد              خانه ی دوست همینجاست اگر بگذارند

غضب آلوده نگاهم مکنید ای یاران                        دل من مال شماهاست اگر بگذارن

غزلی از محمود اکرامی-برادرم

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو